<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns="http://backend.userland.com/rss2" xmlns:yandex="http://news.yandex.ru">
<channel>
<title>:::دنياي اطلاعات عمومي:::</title>
<link>http://www.parsgiu.com/</link>
<language>Fa</language>
<description>:::دنياي اطلاعات عمومي:::</description>
<image>
<url>http://www.parsgiu.com/yandexlogo.gif</url>
<title>:::دنياي اطلاعات عمومي:::</title>
<link>http://www.parsgiu.com/</link>
</image>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>شهید آنیلی کیست؟</title>
<link>http://www.parsgiu.com/36-shhed-anele-kest.html</link>
<description>زندگینامه و نکات جالب زندگی شهید آنیلی</description>
<category>سيره بزرگان</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 08:15:16 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>زندگينامه و نحوه شهادت ادواردو ( مهدي ) آنيلي فرزند يك خانواده ثروتمند ايتاليايي
 زندگينامه
 ادواردو آنیلی در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد.
او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک انگلستان گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ التحصیل شد.
 خانواده آنیلی                   
 پدرش سناتور جیووانی آنیلی ثروتمند ایتالیایی و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات  ، فراری ، لامبورگینی ، لانچیا آلفارمو ، ایویکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ لاستامپا وکوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر اینها چندین شرکت ساختمان سازی، راه سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگرد سازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهامداران اصلی آنها می‌باشند.اسلام
ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می‌گوید:
در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتابها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات ،کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم, آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم                                                  
بعد از این قضیه به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه می‌کند و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌کند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌کنند.
تشیع
اولین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتیسفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۵۸ تا ۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می‌شود.
دکتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می‌گوید:
بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یک‌شنبه در حالی که من در اقامت‌گاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و می‌خواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر می‌شود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می‌گوید خدا هر در بسته‌ای را می‌گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبال‌اش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این‌که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.
 
 و زمانی که فخرالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خویش را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.
ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام‌ آشنا کند. به دعوت او دوستش، لوکا گائتانی لاواتلی اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد. او مدتی در ایتالیا منزوی بود و در یک آپارتمان در شهر رم‌ زندگی می‌کرد.
 
ادواردو در صف اول نماز جمعه تهران- فروردین 1360
 
او چند بار به ایران سفر کرده و با روح‌الله خمینی و سیدعلی خامنه‌ای دیدار کرده و به زیارت علی ابن موسی رضا، امام هشتم شیعیان رفت.
راز شهادت 
۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) جسد ادواردو در زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» پیدا شد، ظاهر قضیه نشان می‌داد که وی از روی پل به پائین پرت شده ‌است. 
آقاي دكتر باوا ميگويد :  
ادواردو تصميم داشت با ايجاد تغييراتي اساسي در قسمت مديريت تجاري شركت فيات به خيلي از مسايل مبهم و زد و بندها پايان دهد. نكته ديگر اين است كه به غير از دادستاني ايتاليا، گزارش اداره پليس جنايي ايتاليا در دست من است كه با ارائه شواهدي سعي كرده‌اند قتل او را يك خودكشي جلوه دهند. شواهد صحنه قتل همگي حكايت از غيرواقعي بودن خودكشي دارند.به عقيده من كسي از آشنايان خانواده انيلي يا افرادي كه در منزل آنها رفت و آمد مي‌كرده‌اند، ادواردو را در خانه به قتل رسانده و سپس جنازه او را به زير پل انتقال داده‌اند. من براساس مدارك و مستندات مي‌توانم اين امر را اثبات كنم. انگيزه‌هاي قتل به عقيده من بيشتر از يكي هستند؛ 1- به قدرت رسيدن ادواردو در فيات به اين معنا بود كه دست بسياري از قدرت‌هاي مافيايي و جنايتكار از اين كارخانه بسيار مهم قطع مي‌شد چرا كه او قطعا دستور بسياري از لابي‌هاي قدرت خارجي و داخلي را اجرا نمي‌كرد. 2- همه مي‌دانستند كه او با ارتباط اقتصادي همه‌جانبه با لابي صهيونيسم روسيه به شدت مخالف بود و قطعا داماد خانواده انيلي كه از افراد بانفوذ و ثروتمند روسيه بود، هرگز نمي‌توانستاين مخالفت ادواردو را بپذيرد.«ادواردو انيلي» با «يلتسين» و تمام گروه او و جانشينانش به شدت مخالف بود و اين مخالفت خود را بارها اعلام كرده بود. با توجه به تمام اين دلايل و شواهد من نتيجه‌گيري و قضاوت را به عهده خوانندگان شما مي‌گذارم.
 نكات جالب از زندگي شهيد آنيلي Anieliآنچه در پی می آید نکته هایی است درباره جنبه های گوناگون زندگی شخصی ادواردو که توسط دکتر قدیری بیان شده است.

ادواردو متولد نیویورك‌ است، زمانی‌ كه‌ در آمریكا مشغول‌ تحصیل‌ بود در 20 سالگی‌ (یعنی‌ 4 سال‌ قبل‌ از انقلاب) وقتی‌ قرآن‌ را در میان‌ كتابهای‌ كتابخانه‌ می‌بیند، كنجكاو می‌شود و آن‌ را باز می‌كند و شروع‌ می‌كند به‌ خواندن‌ و در این‌ مورد می‌گفت‌ &quot;من‌ احساس‌ كردم‌ این‌ كلمات، كلمات‌ انسانی‌ و بشری‌ نیست‌ و كلمات‌ حق‌ و نورانی‌ است‌ هر چه‌ بیشتر می‌خواندم‌ به‌ این‌ مسأ‌له‌ بیشتر پی‌ می‌بردم&quot; در همان‌ زمان‌ به‌ اسلام‌ ایمان‌ می‌آورد و نام‌ هشام‌ عزیز را برای‌ خود انتخاب‌ می‌كند.
بعد از یك‌ میزگرد مطبوعاتی‌ كه‌ برگزار كردیم‌ - به‌ عنوان‌ رایزن‌ مطبوعاتی‌ سفارت‌ ایران‌ - یك‌ روز یكشنبه‌ در حالی‌ كه‌ من‌ در اقامت گاهش سفارت‌ بودم، دربان‌ سفارت‌ گفت‌ كه‌ یك‌ جوان‌ ایتالیایی‌ آمده‌ و می‌خواهد شما را ببیند من‌ هم‌ گفتم‌ اگر می‌شود به‌ او بگویید فردا برای‌ ملاقات‌ بیایند ولی‌ بعد از لحظاتی‌ دربان‌ سفارت‌ دوباره‌ زنگ‌ زد كه‌ این‌ جوان‌ می‌گوید خدا هر در بسته‌ای‌ را می‌گشاید.

من‌ هم‌ گفته‌ در را باز كنند و خودم‌ هم‌ رفتم ‌ به‌ استقبال‌اش. جوان‌ قد بلند لاغری‌ بود كه‌ با یك‌ موتور گازی‌ كهنه‌ آمده‌ بود و خودش‌ را ادواردو آنیلی‌ معرفی‌ كرد.من‌ بدون‌ اینكه‌ انتظار جواب‌ مثبتی‌ از او داشته‌ باشم‌ از او پرسیدم‌ كه‌ شما با خانوادهِ‌ آنیلی‌ معروف‌ نسبتی‌ دارید و او گفت‌ كه‌ من‌ پسرش‌ هستم.

ادواردو در سال‌ 1333 متولد شد خانوادهِ ی ‌ آنیلی‌ یك‌ قرن‌ پیش‌ كارخانهِ ی‌ ماشین‌ سازی‌ فیات‌ را بنیانگذاری‌ كرده‌ بود. و الان‌ كارخانجات‌ متعددی‌ را دارند از جمله‌ كارخانهِ‌ ماشین‌ سازی‌ « فراری» كارخانجات‌ هلی‌ كوپتر سازی، بانك، بیمه، شركت‌های‌ مقاطعه‌ كاری‌ ساختمانی، شركت‌ مُد، باشگاه‌ نویتوس‌ و روزنامهِ‌ لاستامپا بخشی‌ از ثروت‌ خانوادهِ‌ آنیلی‌ - نه‌ فقط‌ پدر ادوارد « جیانی‌ آنیلی» - به‌ شمار می‌رود.

این‌ خانواده‌ سالانه‌ درآمدی‌ بالغ‌ بر 60 میلیارد دلار دارد، یعنی‌ تقریباً سه‌ برابر اوج‌ درآمد نفتی‌ ایران‌ در یك‌ سال.

مادر ادورادو آنیلی‌ یك‌ پرنسس‌ یهودی‌ بود. شوهر اول‌ خواهر او هم‌ یهودی‌ بود. به‌ تبع‌ آن‌ فرزندانی‌ كه‌ خواهرش‌ از شوهراولش‌ داشت‌ نیز یهودی‌ بودند.

 

در قسمتی‌ از یك‌ مصاحبه‌ كه‌ با روزنامهِ‌ «ایل‌ مانیفستو» داشت‌ می‌گوید: متأ‌سفانه‌ در جوامع‌ غربی‌ میزان‌ ارزش‌ افراد به‌ اندازهِ ی موجودی‌ حساب‌ بانكی‌شان‌ است.

 

ادواردو در ملاقاتهایی‌ كه‌ با من‌ داشت‌ اشاره‌ می‌كرد كه‌ صهیونیست‌ها من‌ را خواهند كشت‌ و نخواهند گذاشت‌ كه‌ این‌ ثروت‌ به‌ یك‌ مسلمان‌ برسد. البته‌ او ترك‌ دنیا و ثروت‌ نكرده‌ بود، بلكه‌ منتظر بود ثروتی‌ كه‌ به‌ دستش‌ می‌رسد را در راه‌ گسترش‌ اسلام‌ خرج‌ كند. این‌ طور عنوان‌ می‌كرد كه‌ شاید اسلام‌ آوردن‌ او عنایت‌ خدا بوده‌ تا گسترش‌ اسلام‌ در اروپا به‌ دست‌ او صورت‌ گیرد.

 

ادواردو همواره‌ به‌ دنبال‌ این‌ بود كه‌ دوستان‌ و بستگانش‌ را با اسلام‌ آشنا كند در یكی‌ از سفرهایش‌ به‌ ایران‌ یكی‌ از دوستانش‌ را با خودش‌ آورده‌ بود و به‌ من‌ گفت‌ كه‌ او را تا مرز اسلام‌ آورده‌ام، جالب‌ است‌ كه‌ آن‌ دوستش‌ هم‌ پسر سلطان‌ شراب‌ ایتالیا بود كه‌ بعد از بحث‌ هایی‌ او هم‌ اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد یعنی‌ اینكه‌ فرزند بزرگ‌ترین‌ تولید كننده‌ و صادر كنندهِ‌ شراب‌ ایتالیا از طریق‌ ادواردو مسلمان‌ شد. الان‌ او هم‌ زنده‌ است‌ و در ایتالیا منزوی‌ است‌ و در یك‌ آپارتمان‌ در شهر رم‌ زندگی‌ می‌كند.

 

ادواردو نسبت‌ به‌ مسایل‌ جهان‌ اسلام‌ هم‌ بسیار حساس‌ بود، مثلاً وقتی‌ می‌دید كه‌ مسلمانان در فلسطین‌ آن‌ طور كشته‌ می‌شوند می‌گفت‌ &amp;lt;من‌ تكلیفم‌ چیست؟ من‌ نمی‌توانم‌ همین‌ طور بنشینم‌ و نگاه‌ كنم. مرتب‌ این‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ زنگ‌ می‌زد، و تماس‌ می‌گرفت، گاهی‌ می‌گفتم‌ كه‌ تماس‌های‌ تو خطرناك‌ است‌ برای‌ اینكه‌ اگر قرار باشد تو را به‌ شهادت‌ برسانند در این‌ كار تسریع‌ خواهند كرد.

 

زمانی‌ در ایتالیا یك‌ مؤ‌سسهِ‌ انتشاراتی‌ تصمیم‌ گرفت‌ كتاب‌ سلمان‌ رشدی‌ را به‌ ایتالیایی‌ چاپ‌ و منتشر كند او وقت‌ ملاقات‌ می‌گیرد و به‌ دیدن‌ ناشر می‌رود و از او می‌خواهد كه‌ این‌ كتاب‌ را منتشر نكند، ناشر بعد از صحبت‌های‌ او خیلی‌ متعجب‌ می‌شود.

 

در زمان‌ جنگ‌ ایران‌ و عراق‌ زمانی‌ كه‌ عراق‌ از سلاح‌های‌ شیمیایی‌ استفاده‌ می‌كرد و این‌ كار به‌ جماعت‌ آمریكا انجام‌ می‌شد رفته‌ بود و با یكی‌ از مقامات‌ عالی‌ رتبهِ‌ آمریكا در كاخ‌ سفید ملاقات‌ كرده‌ بود من‌ الان‌ اسم‌ آن‌ فرد را به‌ خاطر ندارم، حالا یا مشاور امنیت‌ ملی‌ آمریكا بود یا وزیر دفاع، به‌ او گفته‌ بود كه‌ شما چرا با ایران‌ دشمنی‌ می‌كنید و از عراق‌ حمایت‌ می‌كنید و از جنایات‌ صدام‌ گفته‌ بود. آن‌ مقام‌ آمریكایی‌ به‌ دیوار روبرویش‌ اشاره‌ كرده‌ بود، می‌گفت: دیدم‌ یك‌ عكس‌ از امام‌ خمینی‌ را روی‌ دیوار به‌ صورت‌ سیل‌ در آورده‌ و نصب‌ كرده‌ بود.

 

یك‌ بار در آمریكا به‌ بازدید یك‌ كارخانهِ‌ هلی‌ كوپتر سازی‌ رفته‌ بود و مقامات‌ كارخانه‌ و ژنرال‌های‌ ارتش‌ آمریكا توضیح‌ می‌دادند، در بازدید به‌ یك‌ هلی‌ كوپتر می‌رسند كه‌ در موردش‌ می‌گویند این‌ هلی‌ كوپتر همهِ‌ تكنولوژی‌ برتر جهان‌ در آن‌ جمع‌ است‌ و پیشرفته‌تر از آن‌ ساخته‌ نشده‌ و در توضیح‌ همه‌ می‌گویند كه‌ از همان‌ هلی‌ كوپترهایی‌ است‌ كه‌ در جریان‌ طبس‌ به‌ كار رفته‌ است. ادواردو می‌گوید در طبس‌ كه‌ این‌ هلی‌ كوپترهای‌ آمریكایی‌ شكست‌ خوردند و آن‌ ژنرال‌ آمریكایی‌ هم‌ در پاسخش‌ می‌گوید خدای‌ آنها از هلی‌ كوپترهای‌ ما قوی‌تر بود. بعد او برای‌ یكی‌ از دوستان‌ ما گفته‌ بود كه‌ با تمام‌ سختی‌ها و مصائبی‌ كه‌ به‌ من‌ وارد می‌شود هر از چند گاهی‌ چنین‌ جمله‌ هایی‌ من‌ را سر حال‌ می‌آورد.

 

ادواردو به‌ خاطر اسلام‌ آوردنش‌ از طرف‌ خانواده‌اش‌ بسیار تحت‌ فشار بود به‌ او می‌گفتند تو دیوانه‌ شده‌ای‌ و او را می‌برند و در یك‌ تیمارستان در بین‌ ایتالیا و سوییس‌ بستری‌ می‌كنند. خودش‌ می‌گفت‌ كه‌ پزشك‌های‌ آن‌ مركز هم‌ همه‌ صهیونیست‌ بودند و از این‌ بابت‌ خیلی‌ نگران‌ بود. در آن‌ جا هم‌ به‌ شدت‌ تحت‌ فشار بود. آنجا می‌بستندش‌ و او فرار می‌كند، از آن‌ جا می‌آید ایران‌ و مدتی‌ در ایران‌ می‌ماند.

 

در یكی‌ از سفرهایی‌ كه‌ به‌ ایران‌ آمده‌ بود، با امام‌ هم‌ دیداری‌ داشت‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ امام‌ در آن‌ دیدار پیشانی‌ او را بوسیده‌ و من‌ با تعجب‌ رو به‌ دوستم‌ [كه‌ در آن‌ مراسم‌ بوده] كردم‌ و او هم‌ تأ‌یید كرد و گفت‌ بله!

 

ادواردو می‌گفت: كارخانه‌ فیات‌ هزینهِ‌ گزافی‌ خرج‌ تبلیغات‌ می‌كند تا این‌ نوع‌ ماشین‌ داشتن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ ارزش‌ مطرح‌ كند. او این‌ نوع‌ تبلیغات‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ ضد ارزش‌ مطرح‌ می‌كرد یا مثلاً می‌گفت‌ بسیاری‌ از افراد برای‌ اینكه‌ به‌ من‌ نزدیك‌ شوند و به‌ من‌ ابراز دوستی‌ كنند می‌آمدند و مثلاً می‌گفتند اگر نامزد ما را می‌پسندی‌ مشكلی‌ نیست‌ با او باشی.

 

در این‌ اواخر تصمیم‌ داشت‌ به‌ ایران‌ بیاید و در حوزهِ‌ ی علمیه‌ تحصیل‌ كند، خیلی‌ به‌ قرآن‌ علاقه‌ داشت‌ و دوست‌ ایشان‌ آقای‌ اسحاق‌ عبدالهی‌ هم‌ می‌گفت‌ كه‌ خیلی‌ شبها با نور شمع‌ می‌نشست‌ و قرآن‌ می‌خواند.

 

برای‌ اولین‌ بار كه‌ به‌ مشهد رفته‌ بود به‌ او گفتم‌ كه‌ چون‌ اولین‌ بار است‌ كه‌ به‌ زیارت‌ می‌روی‌ هر آرزویی‌ داشته‌ باشی‌ برآورده‌ می‌شود. وقتی‌ برگشت‌ از او پرسیدم‌ كه‌ از امام‌ رضا چه‌ خواستی‌ گفت‌ از او خواستم‌ كه‌ قلب‌ پدرم‌ را نسبت‌ به‌ من‌ مهربان‌ كند.

 

یكی‌ از بچه‌های‌ انجمن‌ اسلامی‌ دانشجویان‌ ایتالیا تعریف‌ می‌كرد كه‌ در آن‌ شرایطی‌ كه‌ منافقین‌ در ایتالیا فعالیت‌ داشتند، ما درگیری‌ هایی‌ با آنها پیدا كردیم‌ و پلیس‌ هم‌ ما را دستگیر كرد ولی‌ بعد از چند وقت‌ وكیلی‌ آمد و مارا آزاد كرد، بعد ما فهمیدیم‌ كه‌ آن‌ وكیل‌ را ادواردو فرستاده‌ بود. به‌ هر حال‌ هر كاری‌ كه‌ از دستش‌ بر می‌آمد برای‌ حمایت‌ از انقلاب‌ و اسلام‌ انجام‌ می‌داد.

 

یك‌ زمانی‌ بود كه‌ در ایتالیا تبلیغات‌ سنگینی‌ علیه‌ ایران‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ بود، او با شبكه‌ 1 تلویزیون‌ ایتالیا صحبت‌ كرد و با یك‌ تیم‌ تلویزیونی‌ عازم‌ كشورهای‌ اسلامی‌ شد. راجع‌ به‌ اسلام‌ تحقیق‌ كردند. خودش‌ هم‌ در را‌س‌ آن‌ گروه‌ به‌ سفر رفت‌ و فیلم‌ مستندی‌ در این‌ باره‌ ساخته‌ شد. و از شبكه‌ 1 ایتالیا هم‌ پخش‌ شد و بعد از آن‌ او و یك‌ خبرنگار در یك‌ میزگرد راجع‌ به‌ همان‌ قضیه‌ شركت‌ كردند.

 

خانواده‌اش‌ به‌ شدت‌ دنبال‌ این‌ بودند كه‌ هر رابطه‌ای‌ كه‌ بین‌ او و جهان‌ اسلام‌ است‌ قطع‌ بكنند مثلاً به‌ یكی‌ از بچه‌های‌ مسلمان‌ كه‌ با او دوستی‌ داشت‌ پیشنهاد كرده‌ بودند كه‌ ما به‌ تو ماهیانه‌ 5000 دلار می‌دهیم، ماشین‌ هم‌ در اختیارت‌ می‌گذاریم‌ كار هم‌ اگر بخواهی‌ به‌ تو می‌دهیم‌ به‌ شرط‌ قطع‌ رابطه‌ با ادواردو و او نپذیرفته‌ بود و بعد از آن‌ فشارها شروع‌ شد؛ روزی‌ نبود كه‌ پلیس‌ به‌ خانه‌اش‌ وارد نشود، این‌ فشارها بود تا این‌ رابطه‌ قطع‌ شود.

خیلی‌ از دوستان‌ ایتالیایی‌اش‌ را كه‌ با او رابطه‌ داشتند خریدند و رابطه‌شان‌ را قطع‌ كردند، تا از طریق‌ این‌ فشارها و منزوی‌ كردن‌ او، موجب‌ تغییر روش‌اش‌ شوند مثلاً در مورد همین‌ آقای‌ حسین‌ عبدالهی‌ كه‌ ادواردو هر روز او را می‌دید، پدر ادواردو به‌ او گفته‌ بود تو دوستی‌ با پسر « راكفلر» را رها كردی‌ رفتی‌ با این‌ عبدالهی‌ دوست‌ شدی‌ خاك‌ بر سرت! منبع:www.p30p30.com</yandex:full-text>
</item><item>
<title>خواب قيلوله در منظر روايات</title>
<link>http://www.parsgiu.com/35-khvab-ghelvlh-dr-mnzr-rvaeat.html</link>
<description> آيا ميدانيد بهترين زمان خواب نيمروزي يا به تعبيري ديگر خواب قيلوله چه وقت است؟!</description>
<category>احاديث</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 16:20:56 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>يكى از مسائلى كه در ميان مردم، بويژه قشرهاى مذهبى رايج است و كم و بيش مردم آشنا با فرهنگ دينى با آن آشنايى دارند، مسأله خواب قيلوله است.  در فرهنگ دينى ما بر انجام خواب قيلوله بسيار تأكيد و سفارش مى شود. برخى خود را به انجام آن عادت داده اند و بسيارى نيز   در حسرت و آرزوى انجام آن هستند؛ اما مشغله هاى روزمره مانع آن مى شود.  
 تا حدى نيز به مسأله خواب قيلوله رنگ دينى داده شده است، و در برخى كتاب هاى روايى بابى تحت عنوان «استحباب خواب قيلوله» باز شده است. آنچه هم اكنون از زمان خواب قيلوله، ميان خواص و عوام شهرت دارد، خواب پيش از ظهر است. درباره مقدار آن نيز از يك ساعت تا يك ربع پيش از اذان ظهر اظهار نظر مى شود.  هدف پژوهش حاضر، بررسى زمان خواب قيلوله است. براى بررسى اين مسأله تحليل و توصيفى از خواب قيلوله در قرآن كريم و فرهنگ عربى  صورت خواهد گرفت. نيز تأملى بر استحباب آن در متون دينى خواهيم داشت. پيش از اين هر دو، ابتدا روايات خواب قيلوله را مرور خواهيم كرد.  											درباره خواب قيلوله چندين روايت در جوامع روايى به نقل از پيامبر و معصومان به ما رسيده است كه برخى از اين روايات را به ترتيب زمانى صدور  از معصوم مى آوريم :   1. در روايتى از امام صادق عليه السلام به نقل از پدران : اعرابيا اتى النبى فقال يا رسول اللّه : انّى كنتُ رجلاً ذَكورا فَصِرتُ نَسِيّا   فقال له النبى: لَعَلّك اعتدت القائله فتركتها. فقال: اَجَلْ. فقال له النبى: فَعُدْ يرجع اليك حِفظُك ان شاءاللّه ؛ 1    مردى باديه نشين نزد پيامبر آمد و گفت: اى رسول خدا، من مردى با حافظه قوى بودم و اكنون فراموش كار شده ام.   پيامبر به او گفت: شايد قبلاً به خواب قيلوله عادت داشته اى و آن را ترك كرده اى. باديه نشين گفت: آرى همين طور است.   
پيامبر به او فرمود: به عادت خودت و انجام خواب قيلوله برگرد، ان شاءاللّه حافظه تو دوباره برمى گردد.
  همين روايت را با اندكى اختلاف و از طريق ديگرى، صاحب وسائل الشيعة در باب «استحباب القيلولة» آورده است. 2  رسول خدا، در اين روايت، به فردى كه قبلاً عادت به خواب قيلوله داشته و سپس بر اثر ترك عادتش به اين خواب دچار كم حافظگى و فراموشى شده، سفارش مى كنند كه براى بازگشت حافظه اش به انجام خواب قبلى اش رجوع كند.   2. در روايت ديگر از امام صادق عليه السلام ، قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله وسلم:   تعاونوا بِاكل السَحور على صيامِ النهار و بالنوم عند القيلوله على قيام الليل؛ 3    رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم فرمود:  
با خوردن سحرى يكديگر را بر روزه گرفتن در روز كمك كنيد، و با خواب قيلوله يكديگر را بر عبادت شبانه و شب زنده دارى يارى رسانيد.
   مقصود از يارى رساندن، اين است كه فرصت انجام اين دو عمل را براى يكديگر ايجاد كنيد.   در اين روايت بر انجام خواب قيلوله سفارش شده است تا زمينه شب زنده دارى و عبادت در شب را فراهم سازد.    3. كلينى و صدوق، با سند خود، به نقل از حسن بن صدقه : اقيلوا فان اللّه يطعم الصائم و يسقيه فى منامه؛ 4    خواب قيلوله انجام دهيد؛ زيرا كه خداوند در خواب به روزه دار غذا مى خوراند و آب مى نوشاند.   مقصود از ابوالحسن، در اين روايت، امام كاظم عليه السلام است؛ به دليل اين كه حسن بن صدقه از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام است. 5   در اين روايت نيز امام كاظم عليه السلام به مخاطبان روزه دار خود، احتمالاً به جهت تخفيف آثار تشنگى و گرسنگى ناشى از روزه دارى،  سفارش به خواب قيلوله مى كنند. در روايتى از امام باقر عليه السلام نيز داريم كه فرمودند:  در سه چيز خشم خداست : يكى از آنها خواب روز است، بدون آن كه شخص در سهر و شب زنده دارى بوده است  ( نومٌ مِنْ غيرِ سَهَرٍ ) (1)  نكته قابل توجه اين كه براى كسانى كه داراى شب زنده دارى و يا روزه دارى هستند و در روز، دچار خستگى و ضعف جسمى مى شوند،   بهترين زمان براى خواب، همان خواب قيلوله است.    بنابراين، خواب قيلوله يا نيم روزى در مقايسه با خواب در ساير اوقات روز مطلوب تر و از تأثير مفيدترى بر جسم و روح برخوردار است.   به همين جهت، از خواب در ساير اوقات روز نهى شده و در مقابل آن، به خواب قيلوله سفارش شده است؛   چنان كه در روايتى از امام باقر عليه السلام آمده است:   
 النومُ اولُ النهار خُرْقٌ والقائلةُ نِعمةٌ و النومُ بعد العصر حَمقٌ و النومُ بين العشائين يحرم الرزقَ؛ (2)
 
خواب، در اول روز، موجب حماقت و ضعف عقل است و خواب نيم روز، نعمت و خواب بعد از عصر، حماقت است و خواب بين مغرب و عشا موجب محروميت از رزق مى شود. 
  از امام صادق عليه السلام روايت شده كه رؤياهايى كه در خواب قيلوله ديده مى شود، زودتر به تأويل مى رسد. (3)   اين همه نشان از اهميت خواب قيلوله در مقايسه با خواب در ديگر ساعات روز دارد.  خواب قيلوله يك ضرورت جغرافيايى
با توجه به نكاتى كه بيان شد، به نظر مى رسد كه خواب قيلوله يك ضرورت جغرافيايى است؛ يعنى آن بخش از مناطق جغرافيايى كه داراى

روزهاى طولانى تر و بسيار گرم و شب هاى كوتاه هستند، به دو دليل گرماى بسيار شديد نيم روزى ـ كه مانع از انجام كار و فعاليت مى شود ـ

و نيز به جهت خستگى جسم، ناشى از كم خوابى در شب، به طور طبيعى و عادى به استراحت و خواب نيم روزى نيازمندند.

در قرآن كريم نيز به استراحت و خواب نيم روزى مردمان اشاره شده است:

« وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَـهَا فَجَآءَهَا بَأْسُنَا بَيَـتًا أَوْ هُمْ قَآئلُونَ »؛ (1)

چه بسيار شهرهايى كه عذاب ما بر آنها در شب يا در حال استراحت و خواب نيم روزى بر آنها نازل شد و ما آنها را هلاك كرديم.

اين آيه شريفه در آغاز هشتمين سوره قرآن كريم (اعراف) آمده و در نگاه اول، تهديدى براى كفار مكه به شمار مى آيد كه در منطقه بسيار گرم حجاز با روزهاى نسبتا طولانى و شب هاى كوتاه مى زيسته اند، تا از عذاب شبانه الهى و يا عذابى كه ممكن است در نيم روز و زمان استراحت و خواب و غفلت مردم و در حال به سر بردن در بناها و زير سقف ها، بر آنان نازل شده، آنان را هلاك سازد، بترساند.

همچنين، در اين سوره براى عبرت گيرى كفّار مكه از نمونه هايى از عذاب هاى الهى كه در شب و يا نيم روز بر اقوام گذشته فرود آمده، ياد شده است.داستان پيامبرانى چون نوح، هود، صالح، لوط، شعيب و موسى و اقوام آنها و نزول عذاب الهى بر كافران آنها، و نيك مى دانيم كه اين اقوام همگى در منطقه حجاز يا مناطقى نزديك به حجاز ـ كه از روزهاى گرم و طولانى در بيشتر ايام سال برخوردارند ـ مى زيسته اند. بنابراين، در منطقه مكه و سرزمين هاى مجاور آن، استراحت و خواب نيم روزى مى تواند جزء فرهنگ و عادت غالب مردم به شمار آيد.

در ذيل آيه 4 سوره اعراف، در روايات تاريخى موجود، به طور مشخص از قوم شعيب ياد شده است كه در حال استراحت نيم روزى و در حالى كه در غفلت به سر مى بردند، عذاب الهى بر آنان نازل گرديد و جز شعيب و عده كمى از مؤمنان به وى همه را هلاك كرد. (2)

در آيه ديگرى از قرآن كريم نيز از خواب و خوابگاه يا از استراحت و استراحتگاه نيم روزى سخن به ميان آمده است؛

اما اين بار در مقايسه اى ميان بهشتيان و غيربهشتيان، اهل بهشت برخوردار از استراحتگاه و خواب نيم روزى اى بهتر و نيكوتر معرفى شده اند:

« أَصْحَـبُ الْجَنَّةِ يَوْمَـئذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً » (3)

اهل بهشت در آن روز از قرارگاهى بهتر و استراحتگاه نيم روزى نيكوترى برخوردارند.

&amp;nbsp;
«مقيل»، در آيه، مصدر ميمى، به معناى خواب نيم روزى و يا اسم مكان، به معناى خوابگاه و استراحتگاه نيم روزى است؛ (4)

گرچه به اعتقاد برخى مفسران، واژه «خير» در اين آيه شريفه، عارى از معناى صفت تفضيلى است و صرفا دلالت بر نيكو بودن استراحتگاه و خوابگاه اهل بهشت دارد، نه اين كه در مقام مقايسه استراحتگاه بهشتيان و دوزخيان باشد؛ زيرا اساسا اهل دوزخ استراحتگاهى ندارند تا در مقايسه اى ميان اهل دوزخ و اهل بهشت استراحتگاه اهل بهشت نيكوتر از استراحتگاه اهل دوزخ معرفى شود، اما به هر حال، آيه شريفه به روشنى دلالت دارد كه براى مردم عرب مخاطب پيامبر در سرزمين مكه استراحت نيم روزى و استراحتگاهى خوش و راحت و دل انگيز جايگاهى با اهميت داشته و دلخواه آنان بوده است، و خداوند آن را به عنوان يكى از نعمت هاى بهشت به صالحان وعده داده است.
زمان خواب قيلوله  ؟!
همان گونه كه در آغاز مقاله اشاره شد، در ميان خواص و عامه مردم، مشهور چنين است كه زمان خواب قيلوله قبل از ظهر شرعى است.حتى برخى محققين، آن را به خواب قبل از ظهر تفسير  كرده اند؛ (1)

اما دليلى بر اين تفسير از زمان خواب قيلوله وجود ندارد؛ همچنان كه منابع لغت و فرهنگ عربى نيز نه تنها آن را تأييد نمى كند،بلكه از لغت و فرهنگ عربى و شواهدى از روايات به دست مى آيد كه زمان خواب قيلوله، بعد از ظهر است و نه قبل ظهر.

به نظر مى رسد با در نظر گرفتن لغت و توجه به فرهنگ عربى و برخى روايات اسلامى زمان خواب قيلوله بعد از نماز ظهر و خوردن غذاى نيم روزىشروع مى شود و تا پيش از نماز عصر ادامه مى يابد.گفتنى است كه مسلمانان، از زمان پيامبر و دوره هاى بعد از آن، ميان نماز ظهر و عصر فاصله مى انداختند. چه اين كه در كراهت خواب بعد از نماز عصرميان مذاهب اسلامى ترديدى نيست و در برخى روايات رسيده از اهل بيت صريحا خواب بعد از نماز عصر ناپسند شمرده شده است. (2)

در هر صورت، بررسى منشأ خطا در تفسير زمان خواب قيلوله مجالى ديگر مى طلبد، اما به طور كلى، در تمام منابع لغت خواب قيلولهبه خواب در ظهر (نصف النهار) تفسير شده است.

جوهرى مى نويسد:

«قائله» به معناى ظهر (ظهيره) است. گاهى نيز به معناى خواب در وقت ظهر (قيلوله) به كار مى رود. (3)ابن فارس، 4 راغب، 5 ابن منظور، 6 و فيومى 7 آن را به خواب در نصف النهار معنا كرده اند.طريحى نيز آن را به خواب ظهرگاهان معنا كرده است. (8)

اما به نظر ازهرى قيلوله، نزد عرب، به معناى استراحت نيم روزى در وقت شدت گرماست؛ هرچند خواب با آن همراه نباشد(الاستراحةُ نصفَ النهار اذا اشتدّ الحَرّ و ان لم يكن مع ذلك نومٌ). (9)

زمخشرى، 10 طبرسى، 11 ابن اثير 12 و قرطبى 13 نيز همين معنا را براى قيلوله پذيرفته اند.

دليل اين دانشمندان بر معنايى كه از قيلوله ارائه داده اند، مبتنى بر يك پيش فرض كلامى است و آن اعتقاد به اين كه در بهشت، شب و روز و خواب وجود ندارد و بهشتيان نيازمند خوابيدن نيستند.بنابراين، «مقيل» در بهشت را بايد به استراحت يا استراحتگاه تفسير كرد، نه خواب و خوابيدن. (14)

بنابراين، از نظر دانشمندان لغت ، خواب قيلوله هنگام ظهر و زمانى است كه خورشيد به نصف النهار برسد.

بنابراين، نمى تواند زمان پيش از ظهر و پيش از نصف النهار را شامل شود. و هر مقدار كه زمان خواب به طول انجامد، از ظهر نيز مى گذرد.

بنابراين، شروع خواب قيلوله را بايد از ظهر دانست، نه پيش از ظهر.برخى روايات رسيده از معصومان عليهم السلام نيز اين ديدگاه را تأييد مى كند.

در روايتى كه فضل بن شاذان از امام رضا عليه السلام درباره حكمت اوقات پنجگانه نماز نقل كرده است، صريحا زمان خواب قيلوله بعد از انجام فريضه ظهر معرفى شده است. در اين روايت، فضل بن شاذان از امام رضا عليه السلام سؤال مى كند كه چرا خداوند نمازهاى پنج گانه را در اين اوقات خاص قرار داده و مقدم يا مؤخر نگردانده است؟

امام در بخشى از پاسخ مى فرمايد:

علت ديگر آن است كه خداى ـ عزوجل ـ دوست دارد كه مردم در هر عملى ابتدا به اطاعت و عبادت او شروع كنند و سپس به كار خود بپردازند.

از اين رو، در آغاز روز، آنان را امر كرد كه ابتدا او را عبادت و بندگى كنند و پس از آن به سمت مرمت و عمران دنيايشان پراكنده شوند.

بنابراين، نماز صبح را بر آنان واجب كرد. آن گاه، چون روز به نيمه رسيد (نصف النهار) و مردم شغل دنيايى خود را رها كردند، و آن زمانى است كه مردم

لباس بيرونى خود را از تن بيرون مى آورند و به استراحت، خوردن طعام و خواب قيلوله مشغول مى شوند، به آنان امر كرد به ذكر و عبادت او آغاز كنند

و مشغول شوند. از اين رو، نماز ظهر را بر آنان واجب ساخت و پس از آن به آنچه دوست دارند مشغول شوند. آن گاه، پس از به جا آوردن نياز خود

از غذا و استراحت و خواب، هنگامى كه دوباره قصد پرداختن به كارهاى روزانه در نيمه دوم روز را دارند، از آنان خواست باز به ذكر و عبادت او آغاز كنند

و سپس سراغ كارهاى مطلوب خوب بروند. از اين رو، نماز عصر را بر آنان واجب كرد ... . (1)

&amp;nbsp;

از اين روايت، كاملاً و به روشنى، استفاده مى شود كه زمان خواب قيلوله در فاصلۀ پس از به جا آوردن نماز ظهر تا اندكى پيش از زمان اقامه نماز عصر است؛

همچنان كه از روايت برمى آيد زمان اقامه نماز عصر نيز تقريبا هنگام رو به كاستى رفتن گرماى ظهر و حرارت خورشيد است.

در روايت ديگرى، به نقل از زراره، آمده است كه وى به حضرت صادق عليه السلام عرض مى كند: من روزه مى گيرم و خواب قيلوله به جا نمى آورم،مگر بعد از آن كه وقت زوال خورشيد فرا رسد. آن گاه، نوافل ظهر، و نماز ظهر، و نوافل عصر، و نماز عصر را به جا مى آورم و سپس مى خوابم.اين در حالى است كه هنوز مردم (اهل سنت) نماز نگزارده اند. (2)

گرچه محور سؤال زراره از امام صادق عليه السلام جمع ميان نماز ظهر و عصر است، اما با قطع نظر از اين مسأله شاهد خوبى است بر اين كه در فرهنگ مردم آن عصر زمان خواب قيلوله، دست كم، بعد از فريضه ظهر بوده است.

افزون بر اين دو روايت، همه رواياتى كه به مؤمنان توصيه مى كند قبل از هر نماز وقت خود را براى اقامه نماز فارغ كنند، و مهياى نماز شوند، و انتظار نماز و عبادت خدا كشند، با خواب قيلوله پيش از ظهر احتمالاً ناسازگار است؛ زيرا ممكن است براى بسيارى از مردم، خواب پيش از ظهر با عبادت با فضيلت اول وقت ناسازگارى و تزاحم ايجاد مى كند، بويژه نزد كسانى كه مدت زمان خواب قيلوله پيش از ظهر را زمانى اندك پيشنهاد مى دهند.

بنابراين، به نظر مى رسد زمان خواب قيلوله ـ كه در روايات از آن ياد شده و خوابى مطلوب و مفيد براى بدن معرفى مى شود ـ

در فاصله پس از نماز ظهر و پيش از وقت نماز عصر است و كسانى كه زمان آن را پيش از ظهر شرعى دانسته اند، براى نظر خود دليل و شاهدى ندارند.

نتيجه :
از مباحث گذشته به دست آمد: اولاً، در برخى روايات، پيشوايان معصوم مخاطبان را به انجام خواب قيلوله توصيه كرده اند؛
و از طرفى، انجام خواب قيلوله مى تواند يكى از عوامل كمك به شب زنده دارى به شمار آيد؛ همچنان كه ارتباطى نزديك با موقعيت جغرافيايى (از نظر زمانى و مكانى) نيز دارد.
ثانیا زمان خواب قيلوله ، برخلاف نظر مشهور ـ كه آن را پيش از نماز ظهر معرفى مى كند ـ بر اساس شواهد لغوى، فرهنگى و روايى، پس از انجام فريضه ظهر و
احيانا صرف غذاى نيم روزى تا پيش از وقت نماز عصر است.
خواب قيلوله در مقايسه با ساير ساعات روز، مفيدترين زمان براى خواب در روز، به جهت ايجاد نشاط جسمى و روحى محسوب مى شود.
&amp;nbsp;
منبع : سايت اعتقادات</yandex:full-text>
</item><item>
<title>زندگينامه شهيد حاج حسين خرازي</title>
<link>http://www.parsgiu.com/34-zndgnamh-shhed-haj-hsen-khraze.html</link>
<description> فرازهايي از زندگي سردار شهيد و علمدار خميني (ره)  حاج حسين خرازي</description>
<category>زندگينامه سرداران شهيذ</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Thu, 08 Oct 2009 13:39:46 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>


زندگی نامه شهید حسین خرازی



نگاهی کوتاه

روز جمعه ماه محرم سال 1336 در يكي از محله‌هاي مستضعف نشين اصفهان به نام «كوي كلم» خانواده با ايمان خرازي مفتخر به قدوم سربازي از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زينت بخش دوران كودكي او بود و در همان ايام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس ديني راه يافت و به تحصيل علوم در مدرسه‌اي كه معلمان آنجا افرادي متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكاليف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سيد» رفته با صداي پرطنينش اذان و تكبير مي‌گفت. 
حسين در دوران فراگيري دانش كلاسيك لحظه‌اي از آموزش مسايل ديني غافل نبوده و در آغاز دوران نوجواني گرايش زيادي به مطالعه خبرها و كتب اسلامي‌ و انقلابي داشت و به تدريج با امور سياسي نيز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ ديپلم طبيعي براي طي دوران سربازي به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصيل علوم قرآني در مجامع مذهبي مبادرت ورزيد. از همان روزهاي اول انقلاب در كميته دفاع شهري مسئوليت پذيرفت و براي مبارزه با ضد انقلاب داخلي و جنگهاي كردستان قامت به لباس پاسداري آراست و لحظه‌اي آرام نگرفت. يك سال صادقانه در اين مناطق خدمت كرد و مأموريتهاي محوله او را راهي گنبد نمود. 
با شروع جنگ تحميلي به تقاضاي خودش راهي خطه جنوب شد و در اولين خط دفاعي مقابل عراقيها در منطقه دارخوين مدت نه ماه، با تجهيزات جنگي و امكانات تداركاتي بسيار كم استقامت كرد و دلاوراني قدرتمند تربيت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازي بستان تيپ امام حسين (ع) را رسميت داد كه بعدها با درخشش او و نيروهايش در رشادتها و جانفشاني‌ها، به لشگر امام حسين (ع) ارتقا يافت. حسين شخصاً به شناسايي مي‌رفت و تدبير فرماندهي‌اش مبني بر اصل غافلگيري و محاصره بود حتي در عمليات والفجر 3 و 4 خود او شب تا صبح عمليات در خاكريزش شركت داشت و در تمامي‌ عملياتها پيشقدم بود. حسين قرآن را با صداي بسيار خوب تلاوت مي‌كرد و با مفاهيم آن مأنوس بود. او علاوه بر داشتن تدبير نظامي‌، شجاعت كم‌نظيري داشت. معتقد به نظم و ترتيب در امور و رعايت انضباط نظامي‌ بود و در آموزش نظامي‌ و تربيت نيروهاي كارآمد اهتمام مي‌ورزيد. حساسيت فوق‌العاده و دقت زيادي در مصرف بيت‌المال و اجراي دستورات الهي داشت. 
از سال 1358 تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ايام مرخصي كاملش هنگام زيارت خانه خدا بود. (شهريور ماه سال 1365) در ساير موارد هر سال يكبار به مرخصي مي‌آمد و پس از ديدار با خانواده شهدا و معلولين، با ياران باوفايش در گلستان شهدا به خلوت مي‌نشست و در اسرع وقت به جبهه باز مي‌گشت. در طول مدت حضورش در جبهه 30 تركش ميهمان پيكر او شد و در عمليات خيبر دست راستش را به خدا هديه كرد. اما او با آنكه يك دست نداشت براي تامين و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان مي‌نمود. در عمليات كربلاي 5 زماني كه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شد حاج حسين خود پيگير اين امر گرديد و انفجار خمپاره‌اي اين سردار بزرگ را در روز جمعه 8/12/1365 به سربازان شهيد لشگر امام حسين (ع) پيوند داد و روح عاشورايي او به ندبه شهادت، زائر كربلا گشت و بنا به سفارش خودش در قطعه شهدا و در ميان ياران بسيجي‌اش ميهمان خاك شد. 

سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهیدبسم الله الرحمن الرحيمسردار رشيد اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهيد، حاج حسين خرازي به لقاء الله شتافت و به ذخيره اي از ايمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزي براي خدا و نبردي بي امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهي فرود آمد. او كه در طول 6  سال جنگ قله هايي از شرف و افتخار را فتح كرده بود اينك به قله رفيع شهادت دست يافته است و او كه هل من ناصر ينصرني زمان را با همه وجود لبيك گفته بود اكنون به زيارت مولايش امام حسين (ع) نايل آمده است و او كه در جمع ياران لشگر سرافراز امام حسين (ع) عاشقانه به سوي ديار محبوب مي‌تاخت، پيش از ديگر ياران، به منزل رسيده و به فوز ديدار نايل آمده است. آري، او پاداش جهاد صادقانه خود رااكنون گرفته و با نوشيدن جام شهادت سبكبال، در جمع شهدا و صالحين درآمده است. زندگي و سرنوشت اين شهيد عزيز و هزاران نفس طيبه‌اي كه در اين وادي قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌اي ازتاريخ اين ملت است. ملتي كه در راه اجراي احكام خدا و حاكميت دين خدا و دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين، عزيزترين سرمايه خود را نثار مي‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگي‌هاي مادي زده پاي در ميدان فداكاري نهاده و با همه توان مبارزه مي‌كنند و جان بر سر اين كار مي‌گذارند. چنين ملتي بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و 6 سال تحمل جنگ تحميلي، نشانه‌هاي اين فرجام مبارك را مشاهده مي‌كنيم و يقينا نصرت الهي در انتظار اين ملت مؤمن در مبارزه ايثارگر است...سيد علي خامنه‌اي10/12/1365 

سخن و وصیت نامه شهید

خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:- ما لشگر امام حسينيم، حسين وار هم بايد بجنگيم، اگر بخواهيم قبر شش گوشه امام حسين (ع) را در آغوش بگيريم كلامي‌ و دعايي جز اين نبايد داشته باشيم: «اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد.»- اگر در پيروزي‌ها خودمان را دخيل بدانيم اين حجاب است براي ما، اين شايد انكار خداست.- اگر براي خدا جنگ مي‌كنيد احتياج ندارد به من و ديگري گزارش كنيد. گزارش را نگه داريد براي قيامت. اگر كار براي خداست گفتنش براي چه؟- در مشكلات است كه انسانها آزمايش مي‌شوند. صبر پيشه كنيد كه دنيا فاني است و ما معتقد به معاد هستيم.- هر چه كه مي‌كشيم و هر چه كه بر سرمان مي‌آيد از نافرماني خداست و همه ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد.- سهل‌انگاري و سستي در اعمال عبادي تاثير نامطلوبي در پيروزي‌ها دارد.- همه ما مكلفيم و وظيفه داريم با وجود همه نارسايي‌ها بنا به فرمان رهبري، جنگ را به همين شدت و با منتهاي قدرت ادامه بدهيم زيرا ما بنا بر احساس وظيفه شرعي مي‌جنگيم نه به قصد پيروزي تنها.- مطبوعات ما جنگ را درشت مي‌نويسد، درست نمي‌نويسد.- مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل مي‌شود.- همواره سعي‌مان اين باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داريم و شهدا را به عنوان يك الگو در نظر داشته باشيم كه شهدا راهشان راه انبياست و پاسداران واقعي هستند كه در اين راه شهيد شدند.- من علاقمندم كه با بي‌آلايشي تمام، هميشه در ميان بسيجي‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.وصيت نامه اول:... از مردم مي‌خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه باشند، راه شهداي ما راه حق است، اول مي‌خواهم كه آنها مرا بخشيده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا مي‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهايي كه با بودنشان و زندگي‌شان به ما درس ايثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولين عزيز و مردم حزب‌الهي مي‌خواهم كه در مقابل آن افرادي كه نتوانستند از طريق عقيده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه ديگري از طريق اشاعه فساد و فحشا و بي‌حجابي زده‌اند در مقابل آنها ايستادگي كنيد و با جديت هر چه تمامتر جلو اين فسادها را بگيريد.وصيت نامه دوم :استغفرالله، خدايا امان از تاريكي و تنگي و فشار قبر و سوال نكير و منكر در روز محشر و قيامت، به فريادم برس. خدايا دلشكسته و مضطرم، صاحب پيروزي و موفقيت تو را مي‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدايا تا زمان عمليات، فاصله زيادي نيست، خدايا به قول امام خميني [ره] تو فرمانده كل قوا هستي، خودت رزمندگان را پيروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمين بكن. خدايا! از مال دنيا چيزي جز بدهكاري و گناه ندارم. خدايا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فيض عظماي شهادت نصيب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... مي‌دانم در امر بيت المال امانتدار خوبي نبودم و ممكن است زياده‌روي كرده باشم، خلاصه برايم رد مظالم كنيد و آمرزش بخواهيد. 
والسلام
حسين خرازي - 1/10/1365 
خاطراتی از شهید
جنگ را فراموش نكني 
حسين خرازي تصميم به ازدواج گرفته بود و براي عمل به اين سنت نبوي از مادر من مدد جست، او با مزاح به مادرم گفته بود كه: «من فقط 50 هزار تومان پول دارم و مي‌خواهم با همين پول خانه و ماشين بخرم و زن هم بگيرم!» بالاخره مادرم پس از جستجوي بسيار، دختري مؤمنه را برايش در نظر گرفت و جلسه خواستگاري وي برقرار شد و آن دو به توافق رسيدند. او كه ايام زندگي‌اش را دائماً در جبهه سپري كرده بود اينك بانويي پارسا را به همسري برمي‌گزيد. مراسم عقد آنها در حضور رهبر كبير انقلاب امام خميني (ره) برگزار شد. لباس دامادي او پيراهن سبز سپاه بود. دوستانش به ميمنت آن شب فرخنده يك قبضه تيربار گرنيوف را به همراه 30 فشنگ، كادو كرده و به وي هديه دادند و بر روي آن چنين نوشتند: «جنگ را فراموش نكني!» فردا صبح حسين تيربار را به پادگان بازگرداند و به اسلحه‌خانه تحويل داد و با تكيه بر وجود شيرزني كه شريك زندگي او شده بود به جبهه بازگشت. 
راوي:همرزم شهيد 
عشق عاقل 
در عمليات خيبر، دشمن منطقه را با انواع و اقسام جنگ افزارها و بمبهاي شيميايي مورد حمله قرار داده بود. حسين در اوج درگيري به محلي رسيد كه دشمن آتش بسيار زيادي روي آن نقطه مي‌ريخت. او به ياري رزمندگان شتافت كه ناگهان خمپاره‌اي در كنارش به فرياد نشست و او را از جا كند و با ورود جراحتي عميق بر پيكر خسته‌اش، دست راست او قطع گرديد. در آن غوغاي وانفسا، همهمه‌اي بر پا شد. «خرازي مجروح شده! اميدي بر زنده ماندنش نيست.» همه چيز مهيا گرديد و پيكر زخم خورده او به بيمارستان يزد انتقال يافت. پس از بهبودي، رازي را براي مادرش بازگو كرد كه هرگز به كس ديگري نگفت: «حالم هر لحظه وخيمتر مي‌شد تا اينكه يك شب، بين خواب و بيداري، يكي از ملائك مقرب درگاه الهي به سراغم آمد و پرسيد: «حسين! آيا آماده رفتن هستي، يا قصد زنده ماندن داري؟» من گفتم: «فعلاً ميل ماندن دارم تا با آخرين توان، به مبارزه در راه دين خدا ادامه دهم.» به همين جهت او تا لحظه آخر، عنان اختيار بر گرفت و هرگز از وظيفه‌اش غافل نماند. 
راوي:مادر شهيد 
دعوت پرفيض 
حسين دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را براي شهيد شدن كاملاً آماده كرده‌ام.» او كه روحي متلاطم از عشق خدمت به سربازان اسلام داشت وقتي متوجه شد ماشين غذاي رزمندگان خط مقدم در بين راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته است به شدت ناراحت شد و با بيسيم از مسئولين تداركات خواست تا هر چه زودتر، ماشين ديگري بفرستند و نتيجه را به او اطلاع دهند. پس از گذشت چند ساعتي ماشين جلوي سنگر ايستاد و حاج حسين در حالي كه دشمن منطقه را گلوله باران مي‌كرد براي بررسي وضعيت ماشين از سنگر خارج شد. يكي از تخريب‌چي‌ها در حال مصاحفه با او مي‌خواست پيشاني‌اش را ببوسد كه ناگهان قامت چون سرو حسين بر زمين افتاد. اصلاً باورم نمي‌شد حتي متوجه خمپاره‌اي كه آنجا در كنارمان به زمين خورد، نشدم. بلافاصله سر را بلند كردم. تركشهاي موثر و درشتي به سر و گردن او اصابت كرده بود. هشتم اسفند سال 1365 بود و حاج حسين از زمين به سوي آسمان پركشيد و پيشاني او جايگاه بوسه عرشيان گشت 
منبع:كتاب سيماي سرداران شهيد 
آخرين ديدار 
در مدت جنگ من و پسرم 2 همرزم بوديم. حسين فرمانده لشگر بود و من اغلب به امور تداركاتي و امدادگري مي‌پرداختم. اول اسفند سال 1365 به بيمارستان شهيد بقايي اهواز آمد و در حالي كه با همان يك دست رانندگي مي‌كرد در حين گشت داخل شهر، شروع به صحبت كرد: «بابا من از شما خيلي ممنونم چون همه از شما راضي هستند به خصوص رييس بيمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم كردي.» من كه سربازي در خدمت اسلام بودم گفتم: «هر چه انجام داده‌ام وظيفه‌اي در راه نظام مقدس جمهوري اسلامي بوده، كار من در مقابل اين خدمت و فداكاري كه تو انجام مي‌دهي، هيچ است و اصلاً قابل مقايسه نيست.» اين آخرين ديدار ما بود و سالهاست كه مشام جان من از عطر خوش صحبتهاي حسين در آن روز معطر است 
راوي:پدر شهيد 
راننده قايق 
يك روز قرار بود تعدادي از نيروهاي لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوي اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاي آن سوي آب، تنهايي و به طور ناشناس در ميان يكي از قايقها نشست و منتظر ديگران بود. چند نفر بسيجي جوان كه او را نمي‌شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خيرت بدهد ممكن است خواهش كنيم ما را زودتر به آن طرف آب برساني كه خيلي كار داريم.» حاج حسين بدون اينكه چيزي بگويد پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمي‌ جلوتر بدون اينكه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد و گفت: «الان كه من و شما توي اين قايق نشسته‌ايم و عرق مي‌ريزيم، فكر نمي‌كنيد فرمانده لشگر كجاست و چه كار مي‌كند؟» با آنكه جوابي نشنيد، ادامه داد: «من مطمئنم او با يك زيرپوش، راحت داخل دفترش جلوي كولر نشسته و مشغول نوشيدن يك نوشابه تگري است! فكر مي‌كنيد غير از اين است؟» قيافه بسيجي بغل دستي او تغيير كرد و با نگاه اعتراض‌آميزي گفت: «اخوي حرف خودت را بزن». حاج حسين به اين زودي‌ها حاضر به عقب‌نشيني نبود و ادامه داد. بسيجي هم حرفش را تكرار كرد تا اينكه عصباني شد و گفت: «اخوي به تو گفتم كه حرف خودت را بزن، حواست جمع باشه كه بيش از اين پشت سر فرمانده لشگر ما صحبت نكني اگر يك كلمه ديگر غيبت كني، دست و پايت را مي‌گيرم و از همين جا وسط آب پرتت مي‌كنم.» و حاج حسين چيزي نگفت. او مي‌خواست در ميان بسيجي باشد و از درد دلشان با خبر شود و اينچنين خود را به دست قضاوت سپرد 
راوي :حسن شريعتي 
حضور در جبهه
قلب جبهه‌هاي غرب و جنوب از ابتدا در حضور عاشقانه او مي‌تپيد و جبهه مجذوب تكاپوي خالصانه‌اش، برگي زرين از آغاز تا انتها را نقش داد. 








&amp;nbsp;


نام عمليات


تاريخ عمليات


مسووليت شهيد



1

 ثامن الائمه


05 /07/1360 


فرماندهي محور




2


 طريق القدس


08 /09/1360 


فرماندهي محور




3


 فتح المبين


02 /01/1361 


فرماندهي تيپ امام حسين (ع)




4


 بيت المقدس


10 /02/1361 


فرماندهي تيپ امام حسين (ع)




5


 رمضان


23 /04/1361 


معاونت عمليات سپاه سوم




6


 محرم


10 /08/1361 


معاونت عمليات سپاه سوم




7


 والفجر مقدماتي


17 /11/1361 


معاونت عمليات سپاه سوم




8


 والفجر 1


21 /01/1362 


معاونت عمليات سپاه سوم




9


 والفجر 2


29/04/1362 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




10


 والفجر 3


07/05/1362 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




11


 والفجر 4


27/07/1362 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




12


 خيبر


03/12/1362 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




13


 بدر


19/12/1363 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




14


 والفجر 8


20/11/1364 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)




15


 كربلاي 4


03/10/1365 


فرمانده لشگر امام حسين (ع)








شهید خرازی به روایت آوینی
... وقتي از اين كانال كه سنگرهاي دشمن را به يكديگر پيوند مي داده اند بگذري ، به « فرمانده » خواهي رسيد ، به علمدار . 
اورا از آستين خالي دست راستش خواهي شناخت . چه مي گويم چهره ريز نقش و خنده هاي دلنشينش نشانه ي بهتري است. مواظب باش ، آن همه متواضع است كه او را در ميان همراهانش گم مي كني . اگر كسي او را نمي شناخت ، هرگز باور نمي كرد كه با فرمانده لشكر مقدس امام حسين (ع) رو به رو است . 
ما اهل دنيا ، از فرمانده لشكر ، همان تصويري را داريم كه در فيلم هاي سينمايي ديده ايم . اما فرمانده هاي سپاه اسلام ، امروز همه آن معيار ها را در هم ريخته اند. 
حاج حسين را ببين ، او را از آستين خالي دست راستش بشناس . جواني خوشرو ، مهربان و صميمي ، با اندامي نسبتا لاغر و سخت متواضع. آنان كه درباره او سخن گفته اند بر دو خصلت بيش از خصائل وي تاكيد كرده اند: شجاعت و تدبير . 
حضور حاج حسين در نزديكي خط مقدم درگيري، بسيار شگفت انگيز بود . اما مي دانستيم او كسي نيست كه بيهوده دل به دريا بزند. عالم محضر خداست و حاج حسين كسي نبود كه لحظه اي از اين حضور ، غفلت داشته باشد . اخذ تدبير درست ، مستلزم دسترسي به اطلاعات درست است. وقتي خبردار شديم كه دشمن با تمام نيرو ، اقدام به پاتك كرده ، سرّ وجود او را در خط مقدم دريافتيم. 
شهيد سيد مرتضي آويني _گنجنه آسماني ، ص 165 
&amp;nbsp;
منبع: سايت سنگر </yandex:full-text>
</item><item>
<title>انتظار</title>
<link>http://www.parsgiu.com/33-antzar.html</link>
<description> انتظار يعني نگه داشتن يک جاي خالي براي کسي که مي آيد. . .
 
&amp;nbsp;
 </description>
<category>نجوا با مهدي فاطمه (عج)</category>
<author>منتظر</author>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 11:19:41 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>&amp;nbsp;


انتظار يعني نگه داشتن يک جاي خالي براي کسي که مي آيد.
يعني آنکه جاي خاليش چنان به چشمت بيايد که
نگذاري احدي بر آن پا گذارد. يعني آن « جا » را کنار گذاشته باشي.
فقط براي حضور او. يعني آنکه نبودش، حتي لحظه اي آرامت نگذارد.
انتظار يعني دغدغه، يعني درد، يعني مسئوليت،
يعني بينايي ، بيقراري ، چشم به راهي، انتظار سهم هر کس نيست،
با عافيت يکجا جمع نمي شود.
خانه خرابي و آوارگي و دلدادگي و بي ساماني، علامت منتظران ناب است.
انتظار يعني حرارت، يعني سوختن. انتظار يعني آنکه از زخمت تا پاي جان مراقبت کني، اما نه براي التيامش، که براي تازه ماندنش
براي آنکه وقتي آمد، نشانش دهي و بگويي :
« ديدي که مَحرم ماندم؟...»
&amp;nbsp;
اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّکَ الْفَرَج</yandex:full-text>
</item><item>
<title>قرآن و آسمان</title>
<link>http://www.parsgiu.com/32-ghran-v-asman.html</link>
<description>    قرآن و آسمان</description>
<category>دين و انديشه</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 10:33:13 +0000</pubDate>
<yandex:full-text> 
قرآن در موارد فراوانی به آسمان قسم یاد کرده و آن را از بزرگترین مخلوقات و ملک ومیراث برای خدایی میداند که عرش و تخت قدرت او سراسر آسمانها را فراگرفته است ،پروردگاری که ملکوت آسمانها را به پیامبرش ابراهیم (ع) نشان داد (انعام/74) و از انسانها خواست که در آن تأمل و تفکر کنند. قران آسمان و آفرینش آن را نشانه برای خداوند میداند و تفکر در آن را نشانه ی ایمان میشمارد (ال عمران/191). خداوند متعال آسمان و زمین را که در آغاز به هم پیوسته بودند از هم جدا کرد(انبیا 30) و با قدرت بی نهایتش آسمانها را در دو دوره  (فصلت 12) به صورت هفت طبقه (ملک 3،نوح 15) برافراشت و هر کدام را آسمانی جداگانه و در حال توسعه قرار داد و در آن راههایی  به وجود آورد (مومنون/17،ذاریات/7).
قرآن آفرینش آسمانها را بسیار محکم و بزرگ میداند،بزرگتر از آفرینش انسان (غافر/57) و آنقدر بزرگ که حتی کفار هم کسی به جز خدای عزیز ودانا را ،توانای بر آفرینش آن نمیدانند (عنکبوت /61)،خدایی که نه از روی بازی و عبث ،بلکه با هدف و حق این کار را انجام داده و هیچ خستگی برای او نداشته است.
از نظر قران آسمان مانند سقفی است که با ستارگان و شهابها تزیین شده است و هیچ گونه خلل و شکافی در آن نیست ،این کتاب آسمانی اسمان و کرات آن را ساختمانی میداند که مصالح اولیه اش موادی دودمانند بوده است (قصلت 14).
ساختمان آسمان بدون هیچ ستون دیدنی (رعد 2،لقمان 10) برافراشته شده و این اذن و امر خداست که آن را از ریزش (حج 65)و نابودی حفظ کرده است (فاطر 41).کلید درهای این ساختمان بزرگ به دست خداست و اوست که با اراده ی خویش آن را باز(نبأ /19،قمر/11) و بسته(اعراف/40) مینماید.در این بنای بلند موجوداتی زندگی میکنند (شوری/29،رحمن/29)که همانند خود این آسمان آفریدگاری را تسبیح میگویند(ال عمران /83،مریم/93) و سجده میکنند(حج/18) که به آنان و سخنانشان آگاه است.خداوند برای محافظت از این بنا سربازانی(جن/9) با تیرهای آتشین(همان/9) گماشته است که آن را از ورود شیاطین حفظ کنند.اگرچه قران از امتناع آسمان از قبول امانت الهی سخن میگوید (احزاب/72) ولی آن را فرمانبردار و مطیع دستورات خداوند متعال معرفی میکند و از وحی شدن امر هر آسمان به آن و تدبیر امور زمینی از سوی آسمان خبر میدهد(سجده/5،طلاق/12).
با این همه آسمان عمری محدود دارد و در آستانه ی قیامت حرکت شدیدی میکند (طور/9) و شکافته میشود(فرقان/21،رحمن/37،مزمل/18،مرسلات/9 و. . .)و همچون فلز گداخته گلگون میشود و از خود دودی عذاب آور پدید می آورد (دخان/10) و به قدرت خدا در هم پیچیده می شود (انبیا/104،زمر/67).این همان زمانی است که حجاب از آسمان برداشته میشود (تکویر/11) و آسمان آخرت جایگزین آسمان دنیا میشود (ابراهیم/48) و درهای آن گشوده میشود(نبا/19).
پس ستایش خدایی را که نور و خالق آسمانهاست،چرا که هر ستایشی در آسمان و زمین مخصوص اوست،همو که هر آنچه در آسمانهاست را مسخر انسان قرار داد (لقمان/20،جاثیه13)و آسمانها را برای پاداش و کیفر اعمال خوب و بد آنان خلق کرد (جاثیه/22).منبع :www.miracleofquran.net</yandex:full-text>
</item><item>
<title>گذری بر فناوری نانو</title>
<link>http://www.parsgiu.com/30-gzre-br-fnavre-nanv.html</link>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;   
&amp;nbsp;گذری بر فناوری نانو 
&amp;nbsp; </description>
<category>دانش و فناوري</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 18:17:19 +0000</pubDate>
<yandex:full-text> 
دستاوردهاي فناوري نانو، دريچه ي اميدبخش و جديدي را در علوم قانوني باز نموده است. امروزه پيشرفت هاي علوم و فناوري نانو در حوزه هاي صنعتي، نظامي، کشاورزي، مخابرات و...، به مرحله اي رسيده که مي تواند راه گشاي بسياري از مسائل و مشکلات در علوم قانوني، قضايي و کشف جرم باشد.
- مقدمه
با نيم نگاهي به عملکرد آزمايشگاه هاي جنايي کشورهاي پيشرفته، مشاهده مي شود که همچنان فناوري هايي که قبل از سال 1980 ميلادي در کشف علمي جرم کاربرد داشته اند، مورد استفاده ي کارآگاهان است. علاوه بر اين، گستره ي فعاليت هاي پليس جنايي با بهره گيري از پيشرفته ترين تجهيزات و امکانات فناوري زيستي و نانو، وسيع تر شده و امروزه استفاده از ميکروسکوپ الکتروني، نانوحسگرها، حسگرهاي زيستي و روش هاي گوناگون طيف بيني، در آزمايشگاه هاي جنايي معتبر پليس رايج شده است و هدف نهايي، کشف حقيقي جرم بدون باقي ماندن کوچک ترين ابهام است زيرا کشف جرم همانند ديگر رشته ها در حد بضاعت از دانش عصر خود استفاده کرده و با پيشرفت فناوري، پليس هم امکانات فني و علمي خود را بالاتر مي برد
- ظهور آثار انگشت پنهان
در اغلب صحنه هاي جرم، آثار انگشت مجرمان در صحنه و بر روي مدارک فيزيکي موجود باقي مي ماند که با مقايسه ي آنها با آثار انگشت افراد مظنون، مي توان مدرکي دال بر حضور شخص مظنون در صحنه جرم به دست آورد. آثار انگشت تحت برخي شرايط ايجاد مي شود که از آن جمله مي توان به انتقال ماده اي مانند خون يا رنگ از سطح انگشت به يک سطح؛ فرورفتن انگشت در سطحي مرطوب مانند رنگ يا بتونه اشاره کرد که اين اثرات نيازي به ظهور ندارند. اما گاهي تماس انگشت ممکن است. بقايايي را روي سطح برجاي گذارد که ناشي از انتقال مواد شيميايي طبيعي موجود در پوست است. چنين اثراتي به نام «آثار انگشت پنهان» ناميده مي شود که براي مشاهده شدن بايد ظاهر گردند. اين مواد، ناشي از ترشح غدد عرق در کف دست و غدد چربي در بقيه ي نقاط پوست است. 98-99 درصد سازنده ي اصلي اين مواد، آب است که به سرعت تبخير مي گردد و بقيه آن شامل آنيون هايي مثل کلريد، کاتيون ها، آمينو اسيدها، پروتيين ها، لاکتيک اسيد، گلوکز، اسيدهاي چرب، تري گليسيريدها، کلسترول، اسکوالن و استرهاي موم است. روش ظهور آثار انگشت، با توجه به نوع سطح انجام مي گيرد (سطوح جاذب و غير جاذب رطوب پژوهشگران موفق به کشف پودر جديدي شده اند که روش حساس تر و دقيق تري را براي اثر برداري در اختيار پليس قرار مي دهد. اين پودر از نانو ذرات شيشه مانند و آغشته به مواد فلورسانس تشکيل شده است. سطح نانوذرات را مي توان اصلاح کرد به اين صورت که نانوذرات چربي دوست با ميل چسبندگي به ترکيبات چربي، و نانوذرات آب دوست با ميل چسبندگي به ترکيباتي آب دوست به دست آيد؛ ابتدا پاشيده شدن نانوذرات آب دوست بر روي اثر، باعث ظهور قسمتي از آن مي گردد و پس از آن استفاده از نانوذرات چربي دوست اثر را کاملاً قابل تشخيص مي کند  
آشکارسازي آثار انگشت پنهان روي سطوح مرطوب با استفاده از نانوذرات روي اکسيد
پژوهشگران با استفاده از نانوذرات اکسيد روي موفق به آشکارسازي آثار انگشت پنهان بر روي سطوحي مثل شيشه، پلي اتيلن و آلومينيم، به ويژه سطوح مرطوب شده اند. ذرات اکسيد روي با قطري برابر با 20 نانومتر به صورت بلورهاي گل مانند با اندازه ي يک ميکرومتر تجمع کرده، به مواد چربي باقي مانده ي حاصل از اثر انگشت روي سطوح مي چسبند. اين نانوذرات بدون نياز به افزايش هر گونه رنگ دانه ي فلورسانس قابل ظهور است و در زير نور فرابنفش، اثرات انگشت را ظاهر مي کند.
 
استفاده از اين روش در مقايسه با پودرهاي معمولي اين مزيت را دارد که اثرات انگشت را کاملاً آشکار مي نمايد. اين در حالي است که پودرهاي معمولي پس پاشيدن شدن روي سطوح، علاوه بر مواد موجود در اثر انگشت به مواد ديگر روي سطح نيز مي چسبند که عمل ظهور آثار انگشت را با اشکال مواجه کرده، تنها لبه هاي اثرانگشت را آشکار مي کند. از اين رو هميشه موفقيت آميز نيست؛ زيرا بررسي اثر انگشت روي سطوح مرطوبي مانند وان حمام را مشکل مي سازد، خصوصاً وقتي که اثر انگشت سطوح شسته شده باشد.
4- ممانعت از جعل
هم اکنون براي تشخيص اصالت اسکناس، گذرنامه، اسناد بانکي و... از ترکيبات فلورسانس استفاده مي شود. مقاومت کم اين ترکيبات در برابر گرما و مواد شيميايي، امکان استفاده از آن را جعل اسناد مذکور فراهم ساخته است. بنابراين تهيه ي موادي که از پايداري بالايي برخوردار باشند و امکان تهيه ي آنها به وسيله ي جاعلان وجود نداشته باشد، از اهميت بالايي برخوردار است.
پژوهش هاي کنوني روي نانومحلول هايي صورت مي گيرد که شامل نقاط کوانتومي بوده، به صورت محلول با جوهر مخلوط مي شود و از آنجا که به رغم ترکيبات کنوني کوچک هستند، مي توان از آن در چاپگرهاي معمولي استفاده کرد. ذرات چاپ شده را پس از تبخير حلال نمي توان با چشم غيرمسلح مشاهده نمود و تنها زير نوري با طول موج معين، تصويرهايي با رنگ هاي مشخص ايجاد مي کنند که متناسب با طول موج مي توانند ظاهر يا ناپديد شده و يا به رنگ هاي مختلفي درآيند که باعث سهولت تشخيص آنها بين رنگ هاي آلي مي گردد. استفاده از اين ترکيبات هزينه ي بالايي را در بر نداشته، امکان جعل را هم بسيار کاهش مي دهد. همچنين از اين نانوذرات مي توان در بارکدهاي غيرقابل مشاهده ي ظاهري استفاه کرد؛ مثلاً مي توان تاريخچه ي کامل ساخت و مالکيت خودرو را به وسيله ي اين نانوذرات بر روي خودرو ثبت کرد به طوري که به غير از شرايط نوري معين قابل تشخيص نباشد .
 
 منبع: ماهنامه فناوري نانو
 
 </yandex:full-text>
</item><item>
<title>نجوا با امام زمان روحي و ارواحنا له الفدا</title>
<link>http://www.parsgiu.com/28-najva.html</link>
<description>

بسم رب المهدي 
 
الا كه راز خدايي&amp;nbsp;&amp;nbsp; خدا كند كه بيايي   
با سلام به همه دوستان اينجا رو اختصاص دادم به مكاني براي درد و دل با امام زمان (عج) ، بيايم براي ظهور فرزند فاطمه(س) دعا كنيم.  قسمت نظرات ، محل درد و دلاتونه . . .  اللهم عجل لوليك الفرج 
</description>
<category>نجوا با مهدي فاطمه (عج)</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 12:27:48 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>

بسم رب المهدي 
 
الا كه راز خدايي&amp;nbsp;&amp;nbsp; خدا كند كه بيايي   
با سلام به همه دوستان اينجا رو اختصاص دادم به مكاني براي درد و دل با امام زمان (عج) ، بيايم براي ظهور فرزند فاطمه(س) دعا كنيم.  قسمت نظرات ، محل درد و دلاتونه . . .  اللهم عجل لوليك الفرج 
</yandex:full-text>
</item><item>
<title>كاربرد و عملكرد فيبر نوري</title>
<link>http://www.parsgiu.com/26-karbrd-v-amlkrd-febr-nvre.html</link>
<description>    کاربرد و عملکرد فیبر نوری  </description>
<category>دانش و فناوري</category>
<author>parsadmin</author>
<pubDate>Thu, 20 Aug 2009 09:15:43 +0000</pubDate>
<yandex:full-text> 
  
 
كاربرد و عملكرد فيبر نوري 
فيبرنوري يكي از محيط‌هاي انتقال داده با سرعت بالا است. امروزه از فيبر نوري در موارد متفاوتي نظير: شبكه‌هاي تلفن شهري و بين شهري، شبكه‌هاي رايانه‏اي و اينترنت استفاده مي‌‏شود. فيبرنوري رشته‌اي از تارهاي شيشه‌اي است كه هر يك از تارها داراي ضخامتي معادل تار موي انسان دارد و از آن براي انتقال اطلاعات در مسافت‌هاي طولاني استفاده مي‌شود
مباني فيبرنوري
فيبرنوري، رشته‌اي از تارهاي بسيار نازك شيشه‌اي است كه قطر هر يك از تارها نظير قطر يك تار موي انسان است. تارهاي فوق در كلاف‌هايي سازماندهي و كابل‌هاي نوري را به وجود مي‌آورند. از فيبرنوري به‏منظور ارسال سيگنال‌هاي نوري در مسافت‌هاي طولاني استفاده مي‌شود.
 
مزاياي فيبرنوري
فيبرنوري در مقايسه با سيم‌هاي مسي داراي مزاياي زير است:
ارزان‌تر: هزينه چندين كيلومتر كابل نوري نسبت به سيم‌هاي مسي كمتر است.
نازك‌تر: قطر فيبرهاي نوري به مراتب كمتر از سيم‌هاي مسي است.
ظرفيت بالا: پهناي باند فيبرنوري به منظور ارسال اطلاعات به مراتب بيشتر از سيم مسي است.
تضعيف ناچيز: تضعيف سيگنال در فيبرنوري به مراتب كمتر از سيم مسي است.
سيگنال‌هاي نوري: برخلاف سيگنال‌هاي الكتريكي در يك سيم مسي، سيگنال‌هاي نوري در يك فيبر تاثيري بر فيبر ديگر نخواهند داشت.
مصرف برق پايين: با توجه به اينكه سيگنال‌ها در فيبرنوري كمتر ضعيف مي‏شوند، بنابراين مي‌توان از فرستنده‌هايي با ميزان برق مصرفي پايين نسبت به فرستند‌ه‌هاي الكتريكي كه از ولتاژ بالايي استفاده مي‏كنند، استفاده كرد.
سيگنال‌هاي ديجيتال: فيبرنوري براي انتقال اطلاعات ديجيتالي مناسب است.
غيراشتعال‌زا: با توجه به عدم وجود الكتريسيته، امكان بروز آتش‌سوزي وجود نخواهد داشت.
سبك‌وزن: وزن يك كابل فيبرنوري به مراتب كمتر از كابل مسي (قابل مقايسه) است.
انعطاف‌پذير: با توجه به انعطاف‌پذيري فيبرنوري و قابليت ارسال و دريافت نور از آن، در موارد متفاوت نظير دوربين‌هاي ديجيتال با موارد كاربردي خاص مانند: عكس‌برداري پزشكي، لوله‌كشي و ... استفاده مي‌شود.
با توجه به مزاياي فراوان فيبرنوري، امروزه از اين نوع كابل‌ها در موارد متفاوتي استفاده مي‌شود. اكثر شبكه‌هاي رايانه‏اي و يا مخابرات از راه دور در مقياس وسيعي از فيبرنوري استفاده مي‌كنند
منبع    www.hu-ie.com</yandex:full-text>
</item><item>
<title>درسهایی از آيت الله بهجت [ رضوان الله علیه ]</title>
<link>http://www.parsgiu.com/25-drshaii-az-abt-allh-bhjt-rzvan-allh-alih-.html</link>
<description>درسهاي از آيت الله بهجت درباره نماز </description>
<category>دين و انديشه</category>
<author>jafar9</author>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 06:54:30 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>ارزش نماز اول وقت 
آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. » اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »</yandex:full-text>
</item><item>
<title>قسمتی از مناجاتنامه خواجه عبدالله انصاری</title>
<link>http://www.parsgiu.com/24-ghsmti-az-mnajatnamh-khvajh-abdallh-ansari.html</link>
<description> قسمتي از مناجاتنامه خواجه عبدالله انصاري</description>
<category>دين و انديشه</category>
<author>Majid</author>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 21:33:43 +0000</pubDate>
<yandex:full-text>قسمتی از مناجاتنامه خواجه عبدالله انصاری
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن بیخود چو شدم زخود راهم ده
الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، برهمه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانروایی، مغزز به تاج کبریایی، به تو رسد ملک خدایی.
الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکه تو خواهی.
الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت، ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت و ای معطی بی فطرت و ای بخشنده بی منت، ای داننده رازها و ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نام ها، ای رساننده گام ها، ای مبرا از عوایق، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق عذرهای ما را بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.
الهی ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تو است و ای ار گذاری جان بندگان در صف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای اجباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر که سرگردان نشویم.
الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟
 
 

 </yandex:full-text>
</item></channel></rss>